حالم بده ...
مث آسمون ابری که نمیباره ...
ریز گرد هم آمده و مهمون ناخوندش شده ...
خیال ...
آره خیال تو ...
باید بیاید و پا بگذارد روی همه واقعیت ها ...
رفتنت هرگز باورم نشد ...
با خیال تو گر بسر بردن هست گناه ...
با خبر باش...
که من غرق گناهم ...
گرفتی عرق گناه....
یکشنبه
12 دی 95 ساعت 17:16
حس غریب آسمونی...ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19