همان خردادی که ...
بوی خوش پائیز میداد...
و همان مرداد که عطر خزان ...
و زمستان به خود گرفت ...
و پائیزی که در حصرت وصل ...
آذری شد...
و دی که ناجوانمردانه دست آذر را فشرد...
یاد آوری که
ای کاش من کمی رنگ می آموختم ...
تا در این همه رنگی روزگار...
رنگ عوض میکردم...
گاه و بیگاه...
میگفت :
میترسم از اینکه روزی کودک درونم بزرگ شود و هوای عاشقی کند ...
حس غریب آسمونی...ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال میکنید
برچسب: یادآوری,یادآوری کامل,یادآوری تولد, نویسنده: بازدید: 11