کاش میشد بشه ...
کاش اینقدر دور نبودیم از هم ...
کاش من اینقد داغون نبودم ...
ویرونه یه حس غریب آسمونی و بعد خراب یه انتخاب احمقانه ...
کاش تو بودی تو سرنوشتم ...
کاش اینقد ای کاش نبود ...
دستات گرما بخش دستای سردم بود ...
کاش چای من اینقد سرد نبود...
کنار پنجره بخار گرفته با انگشتم واست قلب میکشیدم ...
تو با پیراهن گل دار قجری.... می آمدی ، سینی با دولیوان چای لب سوز به دست ... مینشستیم کنار سکوی پنجره رو به باغچه ی حیات ... گلدون شمدونی بیرون پنجره با گلهای صورتی...
دلم قرص میشد به زندگی ...
بجای ای کاش ...
کاش تو بودی...
بازم شد ای کاش ...
نمیدونم ... شاید روز کاش ها بشود ... آینده ای روشن
حس غریب آسمونی...ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10